محل تبلیغات شما
قبل تر ها قلبم را قاب دلتنگی پاییز می کردم تا در مراعات نظیری از اشک و آه و باران تولد ترانه ای را به شعر بنشینم تا تو آمدی بیابان بیابان پیاده رفتم بغل بغل دریا نوشتم افسوس که خواب بود تو هرگز نیامده بودی قلبم کماکان درد می کند بی شعر درشهری که پنجره هایش هرگز باز نمی شوند تو اما برای رضای خدا یکبار دیگر به خوابم بیا این شعر دستش از دفتر هنوز بیرون است باران رضاپور _______________________ 4 آبان 99

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
عسل رمانکده با نویسندگی فاطمه وطن پرست کتابخانه عمومی مهتاب مهندسی ولی الله اسلام ، آسان ترين دين . seyed ahmadi فروشگاه خرید پوشاک تیشرت تابستانه بهاره اندلان 2020